برخی ناامیدیها منفجر نمیشوند.
آنها آرام مینشینند و روز به روز خود را تکرار میکنند، تا اینکه بالاخره کسی تصمیم میگیرد که اصلاً نباید وجود داشته باشند.
سالها این نوع ناامیدی بود که سبیر نلی را در کارش دنبال میکرد. نه از نوع پرسر و صدایی که خشم عمومی را برمیانگیزد، بلکه از نوع ظریف و خستهکنندهای که زمان، صبر و اعتماد را از صاحبان کسبوکارهایی میدزدد که فقط میخواهند به موقع به مردم پرداخت کنند و به جلو حرکت کنند. جذاب نبود و چیزی نبود که اکثر مردم دربارهاش صحبت کنند. شاید به همین دلیل بود که او را عمیقاً آزار میداد.

سبیر نلی بنیانگذار Zil Money است، یک شرکت فینتک که برای سادهسازی نحوه مدیریت پرداختهای کسبوکارها ساخته شده است. اما سفر او به این نقش با فناوری، سرمایهگذاری خطرپذیر یا رویاهای بلندپروازانه استارتآپی شروع نشد. با کار واقعی، ریسک واقعی و درک عمیق از اینکه سیستمها چقدر آسان افرادی را که به آنها تکیه میکنند، ناکام میگذارند، شروع شد.
او در منجری، شهر کوچکی در کرالا، هند، بزرگ شد، جایی که جاهطلبی باید با مسئولیت همزیستی میکرد. در دوران کودکی، او با فروش اقلام کوچک در خیابان و انجام هر کاری که در دسترس بود به خانوادهاش کمک میکرد. آن تجربیات اولیه درباره کارآفرینی به معنای مدرن نبود. آنها درباره یادگیری این بودند که چگونه تلاش به بقا تبدیل میشود و چگونه ناکارآمدیهای کوچک میتوانند زندگی را سختتر از آنچه باید باشد کنند.
وقتی بعداً به ایالات متحده نقل مکان کرد، این طرز فکر را با خود حمل کرد. او تجارت خواند، اما آموزش برای او هرگز محدود به کلاسهای درس نبود. او به نحوه عملکرد سازمانها، جایی که آنها با مشکل مواجه میشوند و چگونه تصمیمات در سطح بالا به بیرون منتشر میشوند، توجه میکرد. او حتی هوانوردی را دنبال کرد و برای تبدیل شدن به یک خلبان تجاری آموزش دید، تنها برای اینکه ببیند آن مسیر به دلیل محدودیتهای پزشکی بسته شد. این یک ضرر بود، اما همچنین یک درس. برنامهها تغییر میکنند. آنچه مهم است این است که چگونه واکنش نشان میدهید.
به جای دنبال کردن یک مسیر از پیش تعریف شده دیگر، او به ساختن چیزی متعلق به خودش روی آورد. او Tyler Petroleum را تأسیس کرد و رشد داد و فروشگاههای راحتی و مراکز مسافرتی را در سراسر تگزاس اداره کرد. این کار عملی بود که ساعتهای طولانی و حل مسئله مداوم را میطلبید. اداره یک کسبوکار در حال رشد بیش از نظریه به او آموخت. او را در معرض فشار روزانه حقوق و دستمزد، فروشندگان، انطباق و جریان نقدی قرار داد.
آنجا بود که ترکها شروع به نمایان شدن کردند.
پرداخت به فروشندگان ساده نبود. تامینکنندگان مختلف به روشهای مختلفی نیاز داشتند. چکها، ACH، انتقال بانکی، کارتها، هر کدام در سیستمهای جداگانهای زندگی میکردند که با یکدیگر ارتباط برقرار نمیکردند. تطبیق دستی بود. خطاها رایج بودند. زمان هدر میرفت. سپس لحظهای فرا رسید که همه چیز را تغییر داد: یک پردازشگر پرداخت حساب تجاری او را بدون هشدار مسدود کرد. عملیات متوقف شد. اعتماد از بین رفت. درک این موضوع به شدت او را تحت تأثیر قرار داد. اگر این اتفاق برای او میافتد، میتواند برای هر کسبوکاری اتفاق بیفتد.
به جای جستجو برای یک راه حل موقت دیگر، سبیر خود سیستم را زیر سوال برد.
چرا پرداختهای کسبوکار اینقدر پراکنده بودند؟ چرا ابزارها شرکتها را مجبور میکردند که با آنها سازگار شوند، به جای برعکس؟ چرا چیزی به اندازه پرداخت قبوض شکننده و پرخطر به نظر میرسید؟
این سوالات پایهگذار چیزی شدند که او در نهایت بنا خواهد کرد.
او با تلاش برای مختل کردن یک صنعت یا دنبال کردن روندها شروع نکرد. او با حل یک مشکل روشن شروع کرد. این منجر به OnlineCheckWriter.com شد، یک پلتفرم که به کسبوکارها اجازه میداد چکها را به صورت دیجیتالی ایجاد و مدیریت کنند در حالی که کنترل کامل را حفظ میکردند. چشمگیر نبود. عملی بود. و کار میکرد.
از آنجا، چشمانداز گسترش یافت. کسبوکارها فقط به چکهای بهتر نیاز نداشتند. آنها به یک راه یکپارچه برای مدیریت تمام پرداختهای خروجی و ورودی نیاز داشتند. آن چشمانداز Zil Money شد، یک پلتفرم طراحی شده برای جمع کردن روشهای پرداخت متعدد در یک مکان بدون افزودن پیچیدگی.
آنچه Zil Money را متفاوت میکند فقط دامنه ویژگیها نیست. فلسفه پشت آنهاست. سبیر پلتفرم را از دیدگاه کسی که هرج و مرج پرداخت را تجربه کرده بود ساخت. هر تصمیم محصول به یک سوال برمیگشت: آیا این واقعاً زندگی را برای صاحب کسبوکار آسانتر میکند؟
رشد به طور پیوسته، نه انفجاری آمد. Zil Money بر اساس دورهای تامین مالی عظیم یا وعدههای بازاریابی تهاجمی ساخته نشد. از طریق اعتماد رشد کرد. کسبوکارها آن را پذیرفتند زیرا اصطکاک را کاهش داد، زمان را صرفهجویی کرد و حس کنترل بر امور مالیشان را به آنها برگرداند. این رویکرد اعتماد-اول به اندازه خود محصول فرهنگ شرکت را شکل داد.
سبک رهبری سبیر سفر او را منعکس میکند. او به سادگی، وضوح و پاسخگویی ارزش میدهد. او معتقد است ابزارهای مالی باید بدون راهنمای آموزشی قابل فهم باشند. او تیمها را تشویق میکند تا به جای معیارهای انتزاعی بر مشکلات واقعی کاربران تمرکز کنند. و او عمیقاً از مسئولیتی که با مدیریت پول دیگران همراه است آگاه است.
مسیر بدون چالش نبوده است. ساخت محصولات فینتک به معنای پیمایش مقررات، نگرانیهای امنیتی و بررسی مداوم است. اشتباهات وزن دارند. تصمیمات باید دقیق باشند. در تمام این مدت، سبیر رویکردی زمینی را حفظ کرده و موانع را به عنوان سیگنال در نظر گرفته است نه شکست. هر چالش پلتفرم را به جای منحرف کردن آن اصلاح کرده است.
فراتر از خود کسبوکار، او به حس وسیعتری از هدف متصل مانده است. او آشکارا درباره بازگرداندن به زادگاهش و ایجاد فرصتها خارج از هابهای سنتی فناوری صحبت کرده است. برای او، نوآوری به جغرافیا گره نخورده است. به طرز فکر گره خورده است. اگر کسی کنجکاوی و نظم داشته باشد، لایق دسترسی به ابزارها و فرصت است.
امروز، سبیر نلی نه به عنوان یک مخل پرسر و صدا، بلکه به عنوان سازندهای که گوش میدهد شناخته میشود. کار او به کسبوکارهای بیشماری کمک کرده است تا عملیات را ساده کنند، استرس پرداخت را کاهش دهند و به جای اصطکاک اداری بر رشد تمرکز کنند. در صنعتی که اغلب تحت سلطه پیچیدگی و اصطلاحات تخصصی است، رویکرد او به دلیل انسانی بودن متمایز است.
آنچه داستان او در نهایت نمایانگر آن است چیزی عمیقتر از موفقیت فینتک است. این یادآوری است که بسیاری از نوآوریهای معنادار با ناامیدی آرام شروع میشوند. با کسی که مشکلی را متوجه میشود که دیگران آن را عادی کردهاند. با تصمیم برای رفع چیزی که کار نمیکند، نه برای تشویق، بلکه به این دلیل که باید بهتر باشد.
سبیر قصد نداشت تغییر دهد که پول چگونه حرکت میکند. او به سادگی از پذیرفتن اینکه باید به روشهای معیوب حرکت کند خودداری کرد. و با انجام این کار، او چیزی ساخت که به طور آرام و پیوسته زندگی تجاری را برای بسیاری از مردم کمی آسانتر میکند.


